خرید بک لینک
پيش تو يك لحظه از ؛ صد سال خالى بهتر است حال من امشب چرا از خوب وعالى بهتر است؟ هر كجا باشى تو در قلب منى هرچند دوردائماً اما حضورت اين حوالى بهتر است چشم زيبايت نجيب است و به درويشى شهيردر تصوّف از بزرگان ؛ از غزالى* بهتر است تا حدودى از نگاهت عشق را تخمين زدم در حقيقت فرض هاى احتمالى بهتر است تا جوانى عاشقى اما بدان در كار عشقپيرى و فرسودگى از نونهالى بهتر است گفته اى آيا كه بايد م

برچسب: غزالى, نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:40

بر دار مى شوى گاهى چه بى گناه؛ تنها به جرم يك گندم از اين كنشتكافى است لحظه اى غفلت كنى عزيز ؛ چون رانده مى شوى اين گونه از بهشتبى معرفت كسى باشد كه پشت تو ؛ خنجر فرو كند در پيش دشمناندر بين دوستان تهمت روا نبود افسوس مى خورم از اين كناه زشت در گوش بى خبر،سوگند نارواست ؛چون ميخ آهنى در سنگ بى اثرنيشى كه مى زند، عقرب نه كينه است ؛ زهرش قوى ولى ، بوده ست در سرشت بى آبرو نكن اى كوزه اين ترك هر بار مى

برچسب: تهمت, نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

پيش تو يك لحظه از ؛ صد سال خالى بهتر استحال من امشب چرا از خوب وعالى بهتر است؟ هر كجا باشى تو در قلب منى هرچند دوردائماً اما حضورت اين حوالى بهتر است چشم زيبايت نجيب است و به درويشى شهيردر تصوّف از بزرگان ؛ از غزالى* بهتر است تا حدودى از نگاهت عشق را تخمين زدمدر حقيقت فرض هاى احتمالى بهتر است تا جوانى عاشقى اما بدان در كار عشقپيرى و فرسودگى از نونهالى بهتر است گفته اى آيا كه بايد من بمانم پيشتان؟ج

برچسب: غزالى, نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

پنهان نكن مرا از خيلِ عاشقان ، نامى كه مى شود ِافشا چه مى كنى؟گفتى بدون تو ميميرم از غمت ، حالا كه رفته اى، بى ما چه مى كنى؟ ماهى قرمزم گرچه دلم پُر است، من تُنگ شيشه اى جانم پناه توستاز جان عزيزتر ! گفتى كه مى روى ،وقتى كه مى رسى دريا چه مى كنى؟ پيدات مى كنم در چهره ها هنوز ؛ جايى ، نشانه اى در ازدحام شهرعطر تو مى دهد اين كافه ها چرا ، آنجا بدون من تنها چه مى كنى؟ گفتى كه دلخورى از من كه جاى اشك

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

ميان تلخى دنيا، تويى شيرين ترين قندشتويى تصوير رويايى كه بودم آرزومندش دلت با من شود تنها، رقيبم تازه مى فهمدكه نافرجام مى ماند ، چه غمزه يا كه ترفندش چه فرصت هاى زيبايى به دست آرى زمانى كهبچينى اشك او را يا ببينى طرح لبخندش رها كن بند و زنجيره كه عاشق دل به ما داردكه انگشتر نمى آيد به دستان هنرمندش من از اسطوره ها هرگز زليخا را نمى خواهمنه يوسف را به ياد آرد نه عشقى را كه در بندش نسيم _عطايى# @N

برچسب: دستان,هنرمندش, نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

اى مقصد شفا كه دلم مبتلاى توست
در من دميده اى و نفس از هواى توست

از انعكاس توست دلم مى تپد هنوز
تكرار نام عشق نشان از صلاى توست

ما دل نداده ايم وگر نه به اسم عشق
در زندگى پر است وليكن سواى توست

سنگينى مزار نباشد مرا حريف
در ذره ذره سنگ چه جانى فداى توست

باور نمى كنى كه نميرد غريق عشق
جاويد زندگيست كه آن هم براى توست

#نسيم_عطايى

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:38 توسط نسیم عطایی |

برچسب: مبتلا, نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

خدا كند كه دعايم به كهكشان برسد
مرا به تو برساند مرادمان برسد

چه مى شود خبرى از رسيدنت به دلم
به سجده گاه نمازم ، پس از اذان برسد

شنيده اى نم باران درون غرش ابر
صداى قلب صبورم همان زمان برسد

به دست باد سپردم و ترس من اين است
به گوش تو نرساند ، به اين و آن برسد

بخوان به گوش رقيبم صعود ممكن نيست
نه هر كه بال گشايد به آسمان برسد

#نسيم_عطايى

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:38 توسط نسیم عطایی |

برچسب: نویسنده: شیوا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 6:09

صفحه بندی